المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

20

مروج الذهب ( فارسى )

سه شنبه و چهار شنبه آفريد . و اين گفتار والاى اوست كه « چرا شما به آنكه زمين را به دو روز آفريد كافر ميشويد و براى او همتاها مىنهيد ؟ اين پروردگار جهانيان است . و به چهار روز ديگر روى زمين لنگرها پديد كرد و در آن بركت نهاد و خوردنيهاى آن مقرر كرد كه براى پرستش كنان چهار روز كامل است . آنگاه به آسمان پرداخت كه بخارى بود و به آن و به زمين گفت برغبت يا كراهت بيائيد . گفتند برغبت آمديم » . اين بخار از نفس آب بود كه تنفس كرد و آن را يك آسمان كرد سپس آن را بشكافت و هفت آسمان كرد به دو روز كه پنجشنبه و جمعه بود و جمعه از آن رو نام يافت كه خداوند در آن روز خلقت آسمانها و زمين را جمع كرد سپس فرمود : « بهر آسمانى كار آن را وحى كرد » گويد يعنى در هر آسمانى مخلوق آن را از فرشتگان و درياها و كوههاى برف بيافريد . آسمان دنيا از زمرد سبز است و آسمان دوم از سيم سپيد است و آسمان سوم از ياقوت سرخ است و آسمان چهارم از در سپيد است و آسمان پنجم از طلاى سرخ است و آسمان ششم از ياقوت زرد است و آسمان هفتم از نور است كه خدا آن را از فرشتگانى پر كرده كه چون بنزديك خدايند بتعظيم وى بر يك پا ايستاده‌اند و پاهايشان زمين هفتم را شكافته و قدمشان بفاصلهء پانصد سال راه زير زمين هفتم استوار است و سرهايشان زير عرش است اما بعرش نميرسد و پيوسته گويند لا إله الا الله ذو العرش المجيد ، و از هنگام خلقت تا قيام رستاخيز چنين باشند و زير عرش دريايى است كه روزى جنبندگان از آن فرود مىآيد ، خدا بدان وحى مىكند و هر چه خدا بخواهد از آسمانى بآسمانى مىبارد تا بجايى ميرسد كه ابرم نام دارد و خدا بباد وحى مىكند تا آن را بابرها برساند كه بقطره‌ها فرو بارد . و زير آسمان دنيا ، درياييست پر آب كه همه حيوانات همانند درياهاى زمين در آن شناورند و بقدرت خداى برجاست . و خداوند وقتى از خلق زمين فراغت يافت جن را پيش از آدم بر پشت آن جاى داد و جنيان را از شعلهء آتش كرد و ابليس ميان ايشان بود و خدا گفتشان كه خون بهايم نريزند و معصيت نكنند .